تبليغاتX
***پند روز = ( بهشت ) آنكس كه حاجت مؤمني را برآورد حاجات او را خدا برآورد كه كمترين آنها بهشت باشد . حضرت محمد - ص***
چقدر فاصله بين دو عمل دور است : عملي كه لذتش مي رود و كيفر آن مي ماند، و عملي كه رنج آن مي گذرد و پاداش آن ماندگار است - امام علي عليه السلام
سلام برآنکس که هدایت را می پذیرد
اگردوست داری به خدا نزدیک بشی با ما همراه شو
 

 

 

به نام ايزد منان

 

غبطه مي خورند به پروردگارت كه عظيم است

 

شهر رمضان الذي انزلت فيه القرآن

 

يك هفته از اين ماه رمضان، ماه بزرگ و عرفاني سپري شد اما بياييم صادقانه با خودمان بيانديشيم كه چند روز را تا لحظة اذان مغرب، كه زمان شكستن ظاهر روزه " اين عبادت زيبا " و پيوستن به معناي واقعي آن و لحظه استجابت دعاي عابدان واقعي است، روزه بوديم .

ابتدا از آنجا آغاز كنيم كه روزه، يعني "روزي كه در دست او است " به اين مفهوم كه روزي از روزهاي خدا را تنها به دست او بسپاريم و اعمال و رفتارمان را با رضايت او انجام دهيم كه اي كاش هر روزمان را روزه باشيم و در هر روز ، مالك و صاحب اختيار افكار و اعمالمان، او باشد و هر روز مراقبه‌هايي كامل از خودمان و عملكردمان داشته باشيم .

بنگريم كه درهر روز چه كارهاي اشتباه، خطا و بي موردي از ما سرزده كه از همان زمان روزة ما با بدي افطارشده يعني شكسته و از آن پس رياضتي بر نخوردن و نياشاميدن داشته ايم و لا غير.

بيهوده خودمان را فريب ندهيم، دروغي، تهمتي، غيبتي، دل شكستني، بيهودگي درلحظه‌هايمان و... اگر داريم، بدانيم كه روزة ما به زمان وصل يار نرسيده افطار شده .

زمان اذان و افطار، زماني است كه آخرين ركعات نمازهاي واجب ما ادا مي‌شود پس به همين خاطر، شايد آخرين زمان وصل يار است در امروزمان و فردا لحظة اذان صبح، آغازي است براي روزي ديگر و عبادتي ديگر.

هرروز اينگونه به اعمالمان بنگريم و خود را بسنجيم، قبل از آنكه سنجيده شويم .

در آخر اين ماه عزيز و روحاني ببينيم چند روز كامل را روزه بوديم و بي تعارف باخودمان، باقي روزها را قضا بگيريم كه روزه تنها رياضتي برتشنگي و گرسنگي نيست بلكه آزموني براي اين است كه خودمان را درهر لحظه محاسبه كنيم تا در ماههاي بعد بدانيم كه روزهايمان را بايد چگونه سپري كنيم و چگونه خودمان مراقب اعمال و رفتارمان باشيم بي‌آنكه باغروري كاذب خود را هر روز روزه دار بدانيم، بكوشيم كه با اين مراقبات تا لحظة موعود، قرآن وجودمان را بگشاييم و خود، قرآني ناطق بر روي كرة خاكي گرديم كه اين هدف از آفرينش ماست تا به جايي برسيم كه از آنجا هبوط كرده و نازل شديم بر زميني سراسر وسوسه، گمراهي و شيطاني .

اگر در هرلحظه بتوانيم خود مراقب اعمال و رفتارمان باشيم نفس اماره بر ما تسلط نمي يابد و ما با مراتب بعدي نفس در ارتباط خواهيم بود كه اين، كمال سعادت و خوشبختي است .

خداوند در هر لحظه مهلتي بر بازگشت ما قرارداده و اين ماه، شايد براين مقدرشده كه ما خود را بهتر بشناسيم و بدانيم تا چه اندازه بندة خداييم تا در ماههاي بعد عبوديتمان را بيشترنشان داده و دوست خداگرديم كه اين همه دردست خود ماست كه چگونه محافظ اعمال و رفتارمان درتمامي روزها و ماههاي سال باشيم .

به اعمال اندكمان مغرور نشويم تا خدا چشم بر گناهان بسيار ما فرو پوشد .

سخن در بسياري فضيلت روزه و ماه رمضان بسيار است و مجال اندك، پس از اندك بياموزيم كه خداوند با يك آيه بسم الله االرحمن الرحيم همة آنچه را كه لازم بود به ما يادآور شد.

 

التماس دعا                                        من الله توفيق

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 7:17 قبل از ظهر  توسط دوست تو  | 

 

به نام هادی

 

فلسفه انتظار

يکبار ديگر نيمه شعبانی آمد و رفت وما مانديم همچنان متحير و سرگشته عظمت آن بزرگواری که به واقع او را نشناختيم وهمچنان هم مانند سالهای قبل از درک بزرگی وحضور دائمی‌اش عاجز و ناتوان مانديم . وجود آن بزرگوار مانند بسياری از بزرگان قبل از خود، آزمونی است برای ايمان تمامی  مردم دنيا . آزمونی که بی شک ايمان بسياری را با خود می برد و بسياری در کفر و بی ايمانی ،سرگشته وحيران باقی می مانند.

چنان که در قرون گذشته خداوند متعال کسانی را چون حضرت موسی وحضرت عيسی وحضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی را آزمون و امتحانی برای ايمان تمام بندگان قرارداد وخوشا به حال آنانکه ايمانشان را از کف نداده و بلعکس روز به روز به ايمانشان افزوده شد و درايمان و رستگاری زيبايی به حضرت دوست پيوستند .

خداوند در کتابهای قبل از حضرت "موسی" وعده کسی را داده بود که منجی و ياريگر بنی اسرائيل باشد اما به ظاهر، موسی آن فرد نبود و مشكل بود که همه بنی اسرائيل به او ايمان بياورند و عجز و ناتواني ايمان مردمش ،معجزاتي را مي‌طلبيد كه همان معجزات راه را براي ايمان به او هموار كرد وپس از او در تورات از فردي نام برده شد به نام "مسيح" اما خداوند فردي را مبعوث پيامبري كرد به نام "عيسي" و اين خود دليلي شد براي از دست رفتن ايمان بسياري از افرادي كه مدعي ايمان واعتقاد به خدا بودند، باز عجز ايمان بود و معجزاتي براي مرحم نهادن براين ناتواني معنوي وهمينها باز عده‌اي را مجذوب كرد وايمان دار.وباز پس از او در انجيل وعدة منجي ديگري داده شد به نام "احمد" اما "محمد" نامي برگزيده شد وباز مردم ساده انديش و كوته فكر ظاهر او را مناسب عظمتي چون نبي خدا نداسته واعتقادوايمان نداشتة خود را از كف دادند و اينك مامانديم و وعدة حضور "مهدي" كه آن هم آزموني است الهي براي درك ايمان و اعتقاد و باوري كه مدعي برآنيم، حال بنگريم براي ما كه از عصر معجزه قرنها دور افتاديم چه چيز اثبات كنندة وجود مبارك صاحب الزمان است كه مبادا برسد روزي كه ماهم چون "خاخام هاي يهود" و "ابوسفيانيان عرب "وجودش را منكر شويم وقاتل چون اوئي باشيم . صاحب الزماني كه ما اكثريت درانتظار اوئيم هرگز نمي آيد چرا كه او به گونه اي مي آيد كه خواست خداست نه  هرآنگونه كه ما در باورهايمان مي‌پنداريم مثال انتظارمان هماهنگونه است كه مي‌دانيم عزيزي را بايد پذيرا باشيم و هر روزمان را در فرودگاهي سپري مي‌كنيم درانتظار ديدارش كه نه مي‌دانيم او چه شكلي دارد و در انتظار چه كسي با چه ويژگيهايي بايد باشيم .اين انتظار، ما را به جايي نمي‌رساند پس بيهوده وقت نگذارنيم و در پي اين باشيم كه او را در وجود خود به درك وشناخت بريم تا عكسي از او دردست گيريم وبدينگونه شناساي وجودش باشيم. اينك بنگريم در انتظار چه كسي هستيم و آگاهانه خود را منتظر او گردانيم كه اينك بيش از انتظار ما، مهدي درانتظار ياران وفادار خويش است و او سرگشته‌تر و عاشقتر بر رسيدن ماست دراين وادي آشفتگي كه بر خود روا داشتيم. ببينيم كه مهدي اگر چگونه باشد ما پذيراي اوييم و آيا اوست كه بايد خود را پسند ما گرداند يا مائيم كه بايد پسند او باشيم . لحظه اي تفكر در بارة او بهتر از سالها انتظار كوركورانه و دروغين وخيالي ما براي بزرگي چون اوست.

                                      من الله التوفيق

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط دوست تو  | 

ميلاد با سعادت منجي عالم بشريت حضرت مهدي عليه السلام بر همه منتظرانش مبارك باد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط دوست تو  | 

 

همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت،

وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه‌هاي بعدي زندگي بهتر...

ولي وقتي مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.

بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند.

فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد.

با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :

همسرمان رفتارش را عوض كند،

يك ماشين شيكتر داشته باشيم،

بچه هايمان ازدواج كنند،

به مرخصي برويم

و در نهايت بازنشسته شويم...

حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.

اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است.

بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل،

شاد و خوشبخت زندگي كنيم.

خيالمان ميرسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه،

موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند :

            مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم،

            كاري كه بايد تمام كنيم،

            زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم،

            بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم و ... 

بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود !

بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم،

تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي‌شناسيم.

اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد.

خوشبختي، خودٍ همين جاده است.

پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم.

براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم :

در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن،

شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه،

در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها،

بهار و تابستان و پاييز و زمستان،

اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و...

خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.

هيچ زماني بهتر از

همين لحظه

براي شاد بودن وجود ندارد.

زندگي كنيد و از حال لذت ببريد.

اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد :

1.      پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد.

2.      برنده‌هاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.

3.      آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند ؟

4.      آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد.

نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست ؟

نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد.

روزهاي تشويق به پايان ميرسد !

نشانهاي افتخار خاك مي گيرند !

برندگان به زودي فراموش ميشوند !

اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد :

1.      نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بوده‌اند ، بگوييد.

2.      سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد.

3.      افرادي كه با مهربانيهايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيده‌اند، به ياد بياوريد.

4.      پنج نفر را كه از هم صحبتي با آنها لذت ميبريد، نام ببريد.

حالا ساده تر شد، اينطور نيست ؟

افرادي كه به زندگي شما معني بخشيده‌اند، ارتباطي با "ترين‌ها" ندارند،

ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبرده‌اند، ...  

آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند،

همانهايي كه در همه شرايط، كنار شما ميمانند .

كمي بيانديشيد. زندگي خيلي كوتاه است.

و شما در كدام ليست قرار داريد؟ نميدانيد ؟

اجازه دهيد كمكتان كنم.

شما در زمره مشهورترين نيستيد...،

اما از جمله كساني هستيد كه براي درميان گذاشتن اين پيام در خاطرمن بوديد.

مدتي پيش، در المپيك سياتل،

9 ورزشكار دو و ميداني كه هركدام گرفتار نوعي عقب ماندگي جسمي يا روحي بودند،

بر روي خط شروع مسابقه دو 100 متر ايستادند،

مسابقه با صداي شليك تفنگ، شروع شد.

هيچكس، آنچنان دونده نبود، اما هر نفر ميخواست كه در مسابقه شركت كند و برنده شود.

آنها در رديفهاي سه تايي شروع به دويدن كردند،

پسري پايش لغزيد، چند معلق زد و به زمين افتاد، و شروع به گريه‌ كرد.

هشت نفر ديگر صداي گريه او را شنيدند.

حركت خود را كند كرده و از پشت سر به او نگاه كردند...

ايستادند و به عقب برگشتند... همگي...

دختري كه دچار  سندرم دان ( ناتواني ذهني ) بود كنارش نشست،

او را بغل كرد و پرسيد "بهتر شدي ؟ "

پس از آن هر 9 نفر دوشادوش يكديگر تا خط پايان گام برداشتند.

تمام جمعيت روي پا ايستاده و كف زدند. اين تشويقها مدت زيادي طول كشيد.

شاهدان اين ماجرا، هنوز هم در باره اين موضوع صحبت ميكنند. چرا ؟

زيرا از اعماق درونمان ميدانيم كه

در زندگي چيزي مهمتر از برنده شدن خودمان وجود دارد.

زيرا از اعماق درونمان ميدانيم كه

در زندگي چيزي مهمتر از برنده شدن خودمان وجود دارد.

اگراين پيام را با عزيزانمان درميان بگذاريم،

شايد موفق شويم تا قلبمان را تغيير دهيم، شايد هم قلب شخص ديگري را، ...

” شعله يك شمع با افروختن شمع ديگري خاموش نميشود "

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 7:56 قبل از ظهر  توسط دوست تو  | 

قبل از خواندن :  لطفاً مطالب را به آهستگی خوانده و حتماً مدت زمانی در هر بخش بينديشيد تا مطلب اثر دهی خود را داشته باشد

****************

 

از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم دهد .

خدا فرمود : خودت بايد آنها را رها کنی.

 

I asked god to take away my habit.

god said no.

it is not for me to take away, but for you to give it up.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

از او درخواست کردم فرزند معلولم را شفا دهد .

فرمود : لازم نيست روحش سالم است.

جسم هم که موقت است.

 

I asked god to make my

Handicapped child  whole.

God said, no.

His spirit is whole, his

Body is only temporary.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند.

فرمود : صبر، حاصل سختی و رنج است.

عطا کردنی نيست آموختنی است.

 

I asked god to grant me

patience.

God said, no.

Patience is a byproduct of

Tribulation.

It isn”t granted, it is learned.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

گفتم :

 مرا خوشبخت کن .

فرمود :

«نعمت» از من

 خوشبخت شدن از تو.

 

I asked god to give me

Happiness.

 God said, no.

I give you blessings

Happiness is up to you.

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نکند .

فرمود :

رنج، از دلبستگی های دنيايی جدا و به من نزديکترت می کند.

 

I asked God to spare me paint.

God said no.

Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me.

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

از او خواستم روحم را رشد دهد .

فرمود : نه تو خودت بايد رشد کنی

 

I asked God to

Make my spirit grow.

God said, no.

You must grow

On your own!

But I will prune you to make you fruitful.

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

از خدا خواستم کاری کند که از زندگی لذت ببرم.

فرمود : برای اين کار من به تو «زندگی» داده ام.

 

I asked God for all things that I might enjoy life.

God said no.

You must grow

I will give you life so that you may enjoy all things.

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد ، من هم ديگران را دوست بدارم.

خدا فرمود : آها ، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد!

 

I asked God to help me love others, as much as He loves  me.

God said : Ahah, finally you have the idea.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 3:55 بعد از ظهر  توسط دوست تو  | 

به نام حضرت دوست

 

فرا رسيدن ميلاد با سعادت ولايت و امامت ، مرد مردان و شاه عــدالت را بر عاشقان آن امــام همـام تبريك و تهنيت عرض كرده و آرزومنديم كه همگيمان پيرو راستين آن امام و رهرو راه عدالت و قرآن باشيم .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 7:25 بعد از ظهر  توسط دوست تو  | 

به نام خدا

 آخرين بخش از اين سوره  مصادف با ولادت با سعادت بانوي دو عالم حضرت  فاطمه زهرا ( س )  قرار داده شد كه ان شاالله به بركت وجود آن عزيز اين آيه هاي با عظمت  را به درك و عمل ببريم .

 صراط الذين انعمت عليهم غيرالمغضوب عليهم ولا الضالين

 راه كساني كه آنان را مشمول نعمت خود ساختيد، نه كساني كه بر آنان، غضب كرده‏اي و نه گمراهان  (7)

 - از آيه فوق اين مضمون برمي‌آيد كه راه راست و مستقيم را به سادگي وآساني نمي‌توان پيدا كرد وشناخت، چراكه خداوند بعداز نام بردن از راه راست، آن را توصيف كرده وشرح بيشتري براي آن قرارداده كه ما بدانيم راهي است كه خداوند به آناني كه در آن قرار گرفته‌اند نعمت داده ونه اينكه مورد خشم وغضبش قرار گرفته باشند، پس راههايي كه به سمت هدايت و ضلالت مي باشند هر دو راهي است راست و مستقيم كه هرگاه در هركدام قرار بگيري به آساني به هدف مي‌رسي حال چه گمراهي باشد و چه هدايت . ازاين روست كه مي‌توان گفت فاصلة بين گمراهي و هدايت و حق و باطل، اندازه‌اي است به باريكي يك تار مو . چراكه گاهي ما مسيري را بر مي گزينيم و براين باوريم كه در مسير هدايت و راستي قدم بر مي‌داريم اما دريغا كه به مقصدي جز گمراهي و گناه و پشيماني نمي‌رسيم . اگر غيراز اين بود و همه چيز روشن و شفاف بود و مي‌شد به آساني درست را از غلط تشخيص داد اكنون بسياري از ما رستگار بوديم و بندگان پاك و مقرب خدا .

بهشت و جهنم هم فاصله‌اي بسيار اندك با هم دارند، بطوريكه اعمال ما لحظه به لحظه مي‌تواند جايگاه اخروي ما را تغيير داده و به سمت ديگري سوق دهد .

يكي از اسرار و رموز اين سورة مبارك در اين است كه راه عبور از كلمة آخر اين سوره ( ضالين ) و قرار نگرفتن دراين شأن و جايگاه واقع شدن و انجام دادن كلمة اول اين سورة زيباست ( الحمدلله ) يعني اگر مي‌خواهيم در مقام ضالين قرار نگيريم يكي از كارهايي كه مي‌توانيم به انجام برسانيم اين است كه خداوند را بسيار سپاس گوئيم و حمد كنيم، انگار كه دراين باره خداوند به ما خاطر نشان مي‌سازد كه ( اي بندة من شكر كردن من، ترا جزء ضالين قرار نمي‌دهد ) اين سوره شايد تنها سوره اي است كه سير عمل به آن هم از اول به آخر است و هم از آخر به اول .

اين آيات دوسويه‌اي بودن هرچيز را مي‌رساند بطوري كه دراين دنيا چيزي وجود ندارد كه دوبعد نيك و بد و خير و شر را در خود جاي نداده باشد جز ذات مقدس حضرت باريتعالي .

اما بايد دانست بد و شر به معناي واقعي وجود ندارد و تنها بدي جايي است كه خوبي كم است و شر جايي كه خير اندك .

كفر جايي است كه ايمان كم است و زشتي جايي است كه زيبايي اندك.

 از همين روست كه خداوند آمرزنده است زيرا بندگان را بصورت بنده‌اي بد نمي‌نگرد وتنها گناه بندگان در جايي واقع ميشود كه حضور خدا كم شده پس ما هم به ديگران اينگونه بنگريم و در مورد هيچ كس جز خودمان به قضاوت و داوري ننشينيم تا خدا هم در هرلحظه درمورد ما قضاوت نكند و رحم را بر ما جاري سازد، يكي ديگر از راههاي قرار گرفتن در مسير هدايت، بندگي كردن است.

آيه 61 سوره يس  مي‌فرمايد :

وان اعبدوني هذا صراط المستقيم

و مرا بپرستيد كه راه راست اين است

يعني در هر لحظه شاهد بر اعمالمان باشيم تا ببينيم آيا عمل ما همچون يك بنده هست يا نه ؟

كه اگر غيراز اين بود هرچه سريعتر درجهت اصلاح امورمان برآمده و بنده باشيم كه بنده كسي است كه تنها يك بند پاي او را به زمين نگه مي‌دارد و آن، بندِ بندگي خداست ولاغير .

7 آيه‌اي بودن اين سوره خود نشان دهندة اين مطلب است كه با اين سوره مي ‌توان از حمد و سپاس شروع كرد و به فنا في الله رسيد كه 7 عدد فنا في الله  است .

- بكوشيم مصداقي عملي از آيه ها و سوره هاي قرآن باشيم تا بتوانيم خود را آنگونه كه شايسته و پسنديدة خداست آراسته كنيم  .

                                                                                                             انشاء الله  

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 5:24 بعد از ظهر  توسط دوست تو  | 

اياك نعبد واياك نستعين    (  تنها تو را مي‌پرستيم و تنها از تو ياري مي‌جوئيم )

اهدنا الصراط المستقيم ( ما را به راه راست هدايت فرما )

يكي از مهمترين واساسي ترين برنامه‌هاي بشر در زمينة نزديكي به خدا و قرارگرفتن در مسير الهي اين است كه بتوان اين دو آيه را به درك ببرد . چراكه اين دوآيه از مهمترين آيات اين سوره اعجاب آور است .

اين دو آيه را بسيار شنيده و خوانده‌ايم اما آيا به اين نكته انديشيده‌ايم كه ما به عنوان مسلماني كه حداقل عملمان نماز خواندن است و در هرروز 10 بار اين سوره مبارك را مي‌خوانيم  چرا به معناي كامل در مسير هدايت قرار نمي‌گيريم، آيا خدا درحق ما ظلمي مي‌كند ويا دليل ديگري دارد كه ما روزانه بارها از خداوند درخواست هدايت مي‌كنيم اما خدا اجابت نمي‌كند .

حقيقت اين است كه ما آيات  و سورات مختلف  ازجمله اين سوره را فقط مي‌خوانيم وعمل درآنها راهي ندارد ويا كمتر دارد . راز اين دوآيه در ابتداي همين آيه نهفته است ‍‍‍{ اياك } يعني فقط تو  اما آيا ما به معناي حقيقي تنها خدا را مي‌پرستيم وتنها از او ياري مي‌جوئيم اگر اينگونه است پس چرا ما همواره از همه چيز ناراضي هستيم و گله وشكايت داريم ؟

چرا هرگاه به گرفتاري ومشكلي بر مي‌خوريم خدا آخرين راه حل ما براي حل مشكل است !؟

بارها برايمان اتفاق افتاده كه درپي وقوع اتفاق ويا مشكلي  به همه جا و همه كس توجه مي‌كنيم واز همه براي رفع گرفتاريمان ياري مي‌خواهيم اما اگر حل نشد آنگاه مي‌فهميم كه پناهگاهي جز خدا نداريم و به او رو مي‌كنيم

اگر ايا ك نعبد پس چرا ؟    دوري از آن يگانه معبود

اگر ايا ك نعبد پس چرا ؟    شريك كردن هرچيز يا كسي درمعبوديت خدا

اگر ايا ك نعبد پس چرا ؟    كمرنگ شدن دوستي با خدا

اگر ايا ك نعبد پس چرا ؟     دروغ گفتن به خدا با اعمال و رفتارمان

اگر ايا ك نعبد پس چرا ؟     نديدن خدا درهرلحظه زندگيمان

اگر ايا ك نعبد پس چرا ؟     گوش فرادادن به وسوسه هاي شيطان

اگر ايا ك نعبد پس چرا ؟     دوري از كتاب آسماني، انبيا و اوليامان

اگر ايا ك نعبد پس چرا ؟    انجام دادن گناههاي ريز و درشت درهرلحظه

اگر ايا ك نعبد پس چرا ؟     سستي كردن در اعمالي كه مورد رضايت حضرت حق است

اگر ايا ك نعبد پس چرا ؟